بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه

18

قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )

به خوبى تصوير مىكند . اين‌گونه افراد كسانى هستند كه نه كاملا به سوى ايمان مىآيند و نه به طول كامل به طرف كفر مىروند بلكه در انتخاب حق و باطل مردد هستند و نمىتوانند تصميم نهايى را اتخاذ كنند . ( انعام / 71 ) در اين آيه حالت درگيرى روانى و سرگردانى و ترديد ناشى از آن به خوبى توصيف شده است . در آيات ديگرى چون توبه / 45 و نساء / 142 نيز به اين حالت اضطراب و ترديد اشاره شده است . قرآن مىكوشد تا ميان انگيزه‌هاى متنوع و متعدد تعادل ايجاد كرده و انسان را از اضطراب و درگيرىهاى روانى رهايى دهد . قرآن همه انگيزه‌ها را مىپذيرد و آن را به‌عنوان غرايز يا فطرت مورد توجه قرار مىدهد . سپس با بيان آموزه‌ها و دستورهايى مىكوشد تا انسان با به كارگيرى آنها توازن و تعادل شخصيتى را در خود ايجاد نمايد . قرآن از بشر مىخواهد كه تعادل در انگيزه‌ها را مورد اهتمام قرار دهد ، نه آنكه آنها را سركوب يا انكار نمايد . در حقيقت قرآن ، خواهان ايجاد تعادل و كنترل نه سركوب انگيزه هاست . ميان اين دو روش تفاوت‌هاى محسوسى است . ايجاد تعادل و كنترل به‌معناى بازداشتن ارادى يك انگيزه يا تمايل و مقاومت در برابر اشباع آن در شرايط نامناسب است و به‌معناى انكار يا نپذيرفتن آن نيست ؛ اما سركوب يك انگيزه در حقيقت به‌معناى انكار ، پست شمردن و نپذيرفتن آن است . قرآن به شدت با سركوب انگيزه‌ها مخالفت مىكند زيرا سركوب انگيزه چيزى جز ايجاد بحران در تعادل شخصيتى انسان نيست . به‌طور كلى سركوب انگيزه‌ها و بيرون راندن آن از حوزه آگاهى به سوى ضمير ناخودآگاه فراهم كردن زمينه‌هاى بروز بيمارىهاى روانى است . چون با سركوب آن ، انگيزه از دايره آگاهى و شعور دور شده و در اعماق ضمير ناخودآگاه انسان مدفون گشته ، اما از آن جايى كه به طور كلى نابود شده است ، همواره خود را به صورتى ديگر مطرح مىكند و همين مسأله موجب پيدايش عوارض گوناگونى مىشود كه اضطراب ، تزلزل و ديگر بيمارىها را در رفتار و جان آدمى پديد مىآورد . قرآن نمىگويد انگيزه‌هاى فطرى را سركوب كنيم بلكه از ما مىخواهد آنها را كنترل كنيم و بر آنها تسلط يابيم و طورى هدايتشان كنيم كه تعادل